بسم الله الرحمن الرحیم لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا ** قطعا، يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهي يافت. (سوره 5 آیه 82)

ازدواج توطئه‌آمیز دختر مأمون با امام جواد (ع)


روز آخر ماه ذی‌القعده، سالروز شهادت امام جواد (ع) است. به این مناسبت، یکی از برهه‌های زندگانی آن امام همام، یعنی ازدواج اجباری با ام‌الفضل، دختر مأمون، و انگیزه دو طرف را از این امر نقل می‌کنیم:

 

 

مأمون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرایط دشوارسیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها تصمیم گرفت خود را به خاندان پیامبر (ص) نزدیک کند؛ و بر همین اساس، با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم (ع) می‌خواست سیاست چند بعدی خود را به مورد اجرا بگذارد.

از سوی دیگر، عباسیان از این روش مأمون که احتمال می‌رفت خلافت را از بنی‌عباس به علویان منتقل سازد، سخت ناراضی بودند و به همین جهت به مخالفت با او برخاستند و چون امام (ع) توسط مأمون مسموم و شهید شد، آرام گرفتند و خشنود شدند و به مأمون روی آوردند.

مأمون کار زهر دادن به امام (ع) را بسیار سری و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد و از همین رو برای پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزاداری می‌کرد؛ اما با همه پرده‎‌پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام (ع) جز مأمون کسی نبوده است؛ لذا سخت دل‌آزرده و خشمگین گردیدند و مأمون بار دیگر حکومت خویش را در معرض خطر دید و برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه دیگری آغاز کرد و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت به امام جواد (ع) تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‌ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا (ع) در نظر داشت، از این وصلت نیز به دست آورد.

بر اساس همین طرح بود که امام جواد (ع) را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا (ع) از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام (ع) با یحیی بن اکثم گذشت، دختر خود، «ام‌الفضل» را به همسری حضرت درآورد.

انگیزه‌های مأمون

این ازدواج که مأمون بر آن اصرار داشت، کاملا جنبه سیاسی داشت و می‌توان دریافت که وی از این کار چند هدف یاد شده در زیر را تعقیب می‌کرد:

1.با فرستادن دختر خود به خانه امام (ع)، آن حضرت را برای همیشه دقیقا زیر نظر داشته باشد و از کارهای او بی‌خبر نماند (دختر مأمون نیز به راستی وظیفه خبرچینی و گزارشگری مأمون را خوب انجام می‌داد و تاریخ شاهد این حقیقت است).

2.با این وصلت، به خیال خام خویش، امام (ع) را با دربار پرعیش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند و بدین ترتیب، بر قداست امام (ع) لطمه وارد سازد و او را در انظار عمومی از مقام ارجمند عصمت و امامت ساقط، و خوار و خفیف نماید.

3.با این وصلت، علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود بازدارد و خود را دوستدار و علاقه‌مند به آنان وانمود کند.

4.هدف چهارم مأمون، عوام‌فریبی بود؛ چنان‌که گاهی می‌گفت: من به این وصلت اقدام کردم تا ابوجعفر (ع) از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ کودکی باشم که از نسل پیامبر (ص) و علی بن ابی‌طالب (ع) است. اما خوشبختانه این حُقّه مأمون نیز بی‌نتیجه بود، زیرا دختر مأمون هرگز فرزندی نیاورد (1) و فرزندان امام جواد (ع) همگی از همسر دیگر آن حضرت بودند.

دلیل موافقت امام جواد (ع) با این ازدواج

موارد فوق، انگیزه‌های مأمون از این ازدواج بود. حال باید دید امام جواد (ع) چرا با این ازدواج موافقت کرد؟

از آن‌جا که بی‌هیچ شکی، امام (ع) اهداف و مقاصد واقعی مأمون را از این‌گونه کارها می‌دانست و نیز می‌دانست که او همان کسی است که مرتکب جنایت بزرگ قتل پدرش، امام رضا (ع) شده، به نظر می‌رسد که موافقت امام (ع) با این ازدواج عمدتا بر اثر فشاری بوده است که مأمون از پیش بر امام (ع) وارد کرده بوده است، زیرا ازدواجی این‌چنین، تنها به مصلحت مأمون بوده است، نه به مصلحت امام (ع). نیز می‌توان تصور کرد که نزدیکی امام (ع) به دربار می‌توانست مانع ترور حضرت از طرف معتصِم و عامل پیشگیری از سرکوبی سران تشیع و یاران برجسته امام (ع) توسط عوامل خلیفه باشد، و این، به یک معنا می‌توانست شبیه قبول وزارت هارون از طرف علی بن یقطین یعنی نفوذ در دربار خلافت به نفع جبهه تشیع باشد.

حسین مُکاری، یکی از یاران امام جواد (ع) می‌گوید: در بغداد خدمت امام جواد (ع) شرفیاب شدم و زندگیش را دیدم. در ذهنم خطور کرد که اینک که امام (ع) به این زندگی مرفه رسیده است، هرگز به وطن خود، مدینه باز نخواهد گشت. امام (ع) لحظه‌ای سر به زیر افکند، آن‌گاه سر برداشت و در حالی که رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: ای حسین! نان جوین و نمک خشن در حرم رسول خدا (ص) نزد من از آنچه مرا در آن می‌بینی، محبوب‌تر است (2).

به همین جهت، امام (ع) در بغداد نماند و با همسرش، ام‌الفضل به مدینه بازگشت و تا سال 220 همچنان در مدینه می‌زیست (3).

(1). مناقب آل ابی‌طالب، ج4، ص380.

(2). بحار الأنوار، ج50، ص48.

(3). سیره پیشوایان، صص556- 559.

محتوای بیشتر در این بخش: درس بزرگ امام جواد(ع) »