بسم الله الرحمن الرحیم لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا ** قطعا، يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهي يافت. (سوره 5 آیه 82)

تأملی در مورد شایعه کشته شدن پیامبر (ص) در جنگ احد

تأملی در مورد شایعه کشته شدن پیامبر (ص) در جنگ احد
پانزدهم شوال، سالروز شهادت جناب حمزه، عموی پیامبر اسلام (ص) در جنگ احد است. به همین مناسبت، بخشی از این جنگ را که در بعضی از کتب تاریخی نقل شده، اما قابل تأمل و تردید است، از دیدگاه استاد مهدی طائب، نقل می‌کنیم:

 

در شرایط بحرانی نبرد، ناگهان فریادی برخاست که پیامبر (ص) کشته شد. مسلمانانی که در آن گیرودار، اندک مقاومتی داشتند، با شنیدن این خبر، پا به فرار گذاشتند و همه نیروی شرک آزاد شد. شایعه کشته شدن پیامبر (ص) را حتی دشمن هم باور کرده بود. امر به قدری مشتبه شده بود که ابوسفیان نیز نمی‌دانست پیامبر (ص) زنده است یا نه (1).

مطابق متون تاریخی، در چند زمان شیطان فریاد زد:

1. شب پیمان عَقَبه در منا که پیامبر اسلام (ص) با اهل مدینه قرارداد می‌بست، شیطان فریاد زد: ای گروه قریش و عرب، این محمد است که می‌خواهد با اهالی یثرب برای جنگ با شما قرارداد ببندد. مشرکان در پی این فریاد بیدار شدند و به آن‌جا حمله کردند (2)؛
2. در جلسه‌ای که تصمیم داشتند پیامبر (ص) را بکشند، شیطان در قالب پیرمردی از اهل نَجد آمد و پیشنهاد داد از تمام قبایل جمع شوند تا امکان خون‌خواهی نباشد (3)؛
3. در جنگ احد که فریاد زد: پیامبر کشته شد (4).

درباره ناله شیطان، باید با دیده تردید به این خبر نگریست. این مطلبی است که تنها تاریخ‌نگاران به آن پرداخته‌اند و روایتی در این باره نقل نشده است. از طرفی، روشن نیست که در نقل‌های تاریخی آیا منظور از شیطان، واقعاً ابلیس بوده و او این کارها را انجام داده است یا این‌که باید به دنبال شیطان‌هایی از جنس انسان باشیم. در واقع، هر کجا در تاریخ، کاری را به این صورت به شیطان نسبت دهند، باید علامت پرسشی در برابر آن گذاشت و آن را از پوشیده‌گویی مورخان به شمار آورد. آیا اساساً از نظر کلامی و فلسفی، شیطان حق دارد این‌چنین ظاهر شود و در راه دین انحراف ایجاد کند؟

کسی که در احد فریاد قتل پیامبر (ص) را سر داد، قطعاً از جنس جن نبوده است. اطمینان داریم که او از مشرکان نیز نبوده است؛ چرا که اگر این خبر از سوی مشرکان بود، ابوسفیان در درستی یا نادرستی آن مردد نمی‌شد؛ بنابراین، این سخن را باید نفوذی‌هایی از سپاه مسلمانان گفته باشند که می‌خواستند این عملیات به ضرر پیامبر (ص) تمام شود.

به هر حال، جنگ احد تمام شد، ولی این جنگ وضعیتی بحرانی برای مدینه ایجاد کرد؛ چرا که مردم مدینه در شب عقبه در منا تعهد داده بودند که با جان و مالشان از پیامبر (ص) حمایت می‌کنند؛ اما خلاف آن را انجام دادند و در احد، پیامبر (ص) را رها کردند و گریختند. خداوند متعال نیز ایشان را سرزنش فرمود. این بحران با عفو عمومی خداوند فروکش کرد (5). بزرگ‌ترین ضربه در جنگ احد برای پیامبر (ص)، شهادت حمزه سیدالشهدا بود(6).

 

(1). شرح نهج البلاغه، ج14، ص244.

(2). تفسیر القمی، ج1، ص273.

(3). همان، صص273- 275.

(4). شرح نهج البلاغه، ج14، ص244.

(5). آل عمران: 155.

(6). تبار انحراف، صص215- 217.