بسم الله الرحمن الرحیم لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا ** قطعا، يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهي يافت. (سوره 5 آیه 82)

جنگ امیرالمؤمنین(ع) با معاویه؛ مصداق نهی از منکر

 

 جنگ امیرالمؤمنین(ع) با معاویه؛ مصداق نهی از منکر

 اشکالی که [در جنگ صفین] به امیرالمؤمنین(ع) داشتند این بود که شما اساساً برای چه لشکرکشی کردید؟ چون آن‌ها هم مسلمان هستند.

 حضرت در توجیه اقدام خودش، با تمسک به روایتی می‌فرماید: این شمشیر من، نهی از منکر است... . در این‌جا حضرت برای نبرد با طرف مقابل، از کلمه «بَغی» استفاده نمی‌کند؛ از کلمه «منکر» و «لزوم انکار» استفاده می‌کند.

 می‌دانید که جنگ صفین خیلی طول کشید. چهل روز درگیری بود، ولی هشت ماه در اردوگاه بودند. بنابراین جمعه‌ها نماز جمعه خوانده می‌شد. آن طرف، معاویه امام‌جمعه بود و این طرف علی بن ابی‌طالب(ع). وقتی که راوی می‌گوید: «سَمِعتُ عليّا»، یعنی روز جمعه حضرت نماز جمعه می‌خواند و در خطبه این مطالب را فرمود.

 آن کسانی که با امیرالمؤمنین(ع) در جنگ صفین شرکت کردند، آن حضرت را امام معصوم نمی‌دانند. این‌ها عامه هستند. نسبت به معاویه هنوز دید منفی مطلق ندارند. برای این‌ها مسئله است که ما چرا باید با معاویه بجنگیم. چون معاویه منصوب خلیفه قبل از علی بن ابی طالب(ع) بود.

 این‌ها کسانی هستند که اولی و دومی را قبول دارند و نسبت به سومی تردید جزئی دارند. سؤالشان این است که چرا شما با معاویه دست به جنگ زده‌اید؟‌

حضرت می‌خواهند شمشیر خودشان را توجیه کنند؛ می‌فرمایند: علت این‌که من شمشیر کشیده‌ام، این است که الآن به عدوان عمل می‌شود. این عدوان چیست؟ این ظلم و ستم چیست؟ الآن به منکر دعوت می‌شود. این منکر چیست که به آن دعوت می‌شود؟

 یکی از این افراد، عبدالرحمن بن ابی‌لیلای فقیه از فقهای عامه در زمان امیرالمؤمنین(ع) است. این شخص یکی از قُرّای آن‌زمان و جزء نیروهای حضرت بوده است که در صفین حضور پیدا کرد. چون می‌دانیم که درصفین 18 هزار نفر از این نمونه با حضرت امیر(ع) بودند که بعداً تبدیل به خوارج شدند.

 قرّا به معنای تلاوتگران محض قرآن نبودند؛ بلکه به معنای امروزی، مفسرین قرآن هستند. کوفه برای اهل سنت، حوزه علمیه آن روز بوده است. دو نقطه در آن دوران برای تعلیم وجود داشت: یکی مدینه و دیگری کوفه؛ ولی حوزه کوفه، اقوی از حوزه مدینه بود. عبدالرحمن، اعزامی از کوفه به مصر بود. در مصر هنگامی که تحت حاکمیت عمروعاص از طرف عثمان بود، با او اختلاف پیدا کرد. این فرد را عمر اعزام کرده بود و بعدها جزء نیروهایی بود که از مصر آمد تا در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین(ع) بجنگد.

 این مسئله را دقت داشته باشید که قُرّا در جنگ با معاویه مردد بودند. آن‌ها نسبت به شام نظر منفی نداشتند؛ چون شام منصوب از ناحیه عمر بود و دقت کنید که عبدالرحمانی که اعزامی از جانب عمر به مصر است، راجع به عمر تردید ندارد و به همین دلیل که از ناحیه عمر اعزام شده بود، در مورد معاویه هم تردید نداشت. وقتی معاویه تقصیر کشته شدن عثمان را به گردن امیرالمؤمنین(ع) انداخت و ادعا کرد که علی(ع) باید در این رابطه محاکمه شود، خیلی‌ها در پذیرش امیرالمؤمنین(ع) تردید کردند.

این افراد، هم معاویه را مؤمن می‌دانستند و هم امیرالمؤمنین(ع) را که با این آیه مواجه شدند:
وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ الله(حجرات/9).
این‌ها هم شام را مؤمن می‌دانستند و هم کوفه را. اختلاف این دو را نیز احراز کرده بودند و تلاش داشتند که بین این دو گروه اصلاح شود؛ ولی نشد. در شناخت باغی مردد بودند که کدام‌یک است؟

عمار ثابت کرد که باغی، شام است؛ به وسیله روایتی که پیامبر اکرم(ص) فرموده بود: «عمارٌ تَقتُلُه الفِئَةُ الباغية»(احتجاج، ج1، ص182). عمار پیش این‌ اشخاص مردد آمد و این روایت را برای آن‌ها  خواند و  گفت: من در این جنگ با علی(ع) هستم؛ اگر به جبهه بروم  و کشته شوم، توسط چه کسی کشته می‌شوم؟ گفتند: توسط سپاه شام. گفت: پیغمبر فرمود: «عمار تقتله الفئة الباغية»؛ پس باغی چه کسی است؟ آن‌ها هم متوجه شدند.

برگرفته از دروس خارج فقه استاد طائب

آدرس تلگرام:https://telegram.me/tarikhtatbighi/766